احمد مجد الاسلام كرمانى
225
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
كشتن بابيه در ايران الحاصل بعد از آنكه اين وقايع هولناك در اصفهان پيشآمد ساير بلاد هم يا بصرافت طبع ، تأسى باهل اصفهان كردند و يا آنكه حكومت شرع و عرف اصفهان بملاحظه آنكه مطلب را عمومى كنند و خودشان تنها مسئوليت نداشته بتوسط آقايان علماى يزد و شيراز و ساير ولايات خواهش مساعدت كردند ، كه آنها هم شروع بكشتن بابيها بنمايند و اين فتنه در اغلب بلاد ايران مشتعل شد و در هرجا كه حكومت مقتدرى داشت كمتر افروخته شد چنان كه علاء الدوله در شيراز جلوگيرى كرد و آقايان را مانع شد از اينكه شروع بقصابى نمايند و هركس را كه آنها صورت دادند از شيراز تبعيد كرد ، اما در يزد چندين مقابل اصفهان خونريزى شد و فضاحت يزد از اصفهان زيادتر شد و مطابق خط آقا شيخ جعفر مجتهد يزدى كه خطاب بآقاى حاج آقا نور اللّه نوشته بود و خود بنده خواندم يكصد و پنجاه نفر بين مقتول و مصلوب و محروق از اين طايفه رهسپار ديار عدم شدند و حوادثى كه در يزد واقع شده هزار درجه شنيعتر از حوادث اصفهان است مثلا در اردكان كه يكى از قصبات يزد است در يكروز هشت نفر از قبيل صدر العلماء و نظام الشريعه و كسان آنها را قطعهقطعه كردند ، در قزوين و همدان و كاشان هم مختصرى شروع شده به زودى ختم شد و در واقع اين قضيه اولين قضيه دوره سلطنت مظفر الدين شاه مرحوم است و نظير آن ابدا واقع نشده مگر در سلطنت پدرش ، فرقى كه دارد در آن عصر دولت در مقام قتل اين طايفه بود اما در اين عصر مردم بر خلاف ميل دولت اين قسم اقدام كردند ، بهرحال يا باصرار روسها و يا بملاحظه حفظ انتظام مملكت دولت مجبور شد كه مؤسسين اين فتنه را تنبيه فرمايد و ابتدائا اردوئى برياست نصر السلطنه سردار معظم كه اينك سپهدار است تشكيل دادند كه بيزد و اصفهان بيايند و مقصرين را تأديب نموده نظم و